ملالی موسی نظام 4 مارچ،۲۰۱۰
حملات خونین شهر كابل بازخواستی در قبال ندارد
در پهلوی صد ها حملۀ انتحاری، استفاده از سلاح كشنده، استعمال بم، پرتاب راكت و نسب پراگندۀ هزاران مین گوناگون مخرب كه همه برای كشتن مردم بی دفاع افغانستان و قتل وقتال این ملت مظلوم طرح ریزی میگردد، عدم بازخواست و فقدان مجازات مجرمین و جنایتكارانی كه همیشه بالفعل از جانب حكومت كابل گرفتار میگردند، درد جانسوز دیگریست كه تا به حال مداوایی در قبال نداشته است. یكی از پلان هایی كه وقتاً فوقتاً از جانب دهشت افگنان به مرحلۀ اجرا در می آید، حملات پراگنده بر شهر كابل، پایتخت افغانستان است كه عواقب خونین آن دامنگیر مظلومینی میگردد كه كشتن و زخمی كردن آنان، حتی هدف و مرام آن گروپ جنایتكار كار را بر آورده نمیسازد.
البته كشتار، بی خانمانی وآوارگی ایرا كه حملات قــوای بـین المللی بر مردم بیگناه صفحات جنوب وجنوب غرب وارد مینماید خود مصیبتی است عظیم و جگر سوز كه نوشتن هزاران سطر و كتاب در بیان چنان تراژدی پایدار انسانی كم خواهد بود.
حملات بر شهر كابل كه متاسفانه شكل استمراری رابخود گرفته است، در چند سال اخیر بصورت پراگنده و با شدت و حجم بسیار بزرگ صورت میگیرد. درین دهشت افگنی ها گاهی بر حوالی ارگ جمهوری راكت پرانی میشود و زمانی سفارت كبرای هند و معابرین بیگناه از دنیا بیخبر كه صبح برای بدست آوردن لقمه نانی ترك منزل مخروبه نموده اند، آماج حملات وحشیانه قرار گرفته و صبح دیگری را نمی بینند... ماه گذشته با یك پلان گسترده و دقیق، منطقۀ رستوران خیبر و فروشگاه بزرگ افغان مورد حملات بی نظیر و آتش سوزی های مهلك و كشتار بیگناهان قرار گرفت چناچه در اخبار دیدیم كه طفل ۱۲ ساله ائیكه موظف به اعاشۀ فامیل و پدر پیر خویش بود هم جان شرینش را از دست داد و اخیراً بتاریخ ۷ حوت، منطقۀ چهار راهی انصاری با كشتار ۱۶ نفر و زخمی شدن ۳۶ نفر مورد حمله وویرانی شدید، ریكارد دیگری از ترور، كشتار، تخریب و دهشت را قائم نمود.
درین جای شكی نیست كه اكثراً در چنین حملاتی تروریستان خود ازبین رفته و یا میخواهند كه زنده نمانند، ولی تقریبا در« همه حالات » یكی دو نفر زنده میمانند كه به چنگ قانون«؟!» گرفتا میگردند. تجربه نشان میدهد كه در پهلوی مذمت عملیهّ شوم این جنایتكاران از جانب رئیس دولت افغانستان، خبر گرفتاری آنان از جانب اولیای امور هم به مردم افغانستان ابلاغ میشود. ولی طوریكه با تاسف مشاهده میگردد چنین جریاناتی هرگز هیچ بازخواست قانونی، محكمه و مجازاتی را در قبال ندارد، حتی اعترافاتی هم كه صورت میگیرد و خبر آن رسماً منتشر میشود، به همان مرحله یخ میبندد و توقع میرود كه مردم هم آنرا فراموش نموده و خون بیگناهان شان یكجا با رنج مجروحین و معیوبین پامال گردد. اما چرا چنین میشود؟ اگر ترس از حمله كنندگان تروریست و سازمان های مربوطۀ آنان متصور است، پس این همه جنگ و لشكر كشی های قوای خارجی در تقابل و بر علیه كدام گروپ و دسته متوجه بوده و صورت میگیرد؟! فرق این تروریستان با آنانی كه عساكر بین المللی مورد آماج قرار میدهند چه بوده میتواند؟ ۀیا تفاوت در طالب و غیر طالب است، یا منطقی را درین زمینه نمیتوان سراغ نمود؟!
در حملات شهر كابل گرچه اكثراً طالبان مسئولیت و افتخار چنان عملیات آدم كشی را « فوراً» بر عهده میگیرند، ولی بزودی از نحوۀ حملات و دلائل بدست آمدۀ دیگری، معلوم میگردد كه كار روائی چنان پروگرام های دقیق تروریستی و آدم كشی را مغز های متفكر ومسلکی « لائقی» كه وابستگی های گروه مخرب القاعده رادر عقب دارا هستند، طرح ریزی و سازمان دهی میدهند كه از حملۀ سفارت هند در كابل و حملۀ بزرگ و پراگنده در بمبی« مومبای» هندوستان كاملاً معلوم گردید كه مثلا گروه« لشكر طیبه »، از اسلام گرایان افراطی پاكستان مقیم وزیرستان وشاید هم به همراهی دست اندركاران خاص آی اس آی با دقت و مهارت چنین پلان های تخریبی را طرح و اجرا نموده اند.
در حالیکه تروریزم جهانی و افراط گرایان تنگ نظر طالب از یكطرف سر تاسر مملكت را با دهشت افگنی ها در قبضه گرفته اند وقوای بینالمللی هم از جانب دیگر با اشتباهات و سهل انگاری ها و بی اعتنایی و غلط فهمی ها «!» در مورد حیات مردم بیگناه ما، سرزمین ویران را به خاک و خون کشیده اند، همه ناظر وشاهدیم، ولی درین حالت بازهم اگر حكومت و قوای اجرائیه اقلاً در بازخواست و مجازات مجرمین تروریست ها قدم مثبتی بردارد، مردم افغانستان باور خواهند نمود كه قانوناً پشتی خواه، ناجی و بازخواست گری خواهند داشت.
برعكس باید تصریح نمود كه حتی یكسال بعد از حملۀ تروریستی در بمبئی و معلومات از همان یك فرد انتحاری ائیكه زنده مانده بود و البته با تحقیقات وسیع دیگری كه بطور جدی صورت گرفت، هنوز كه هنوز است هندوستان با متهم نمودن پاكستان حتی از طریق مراجعه به مقامات بینالمللی در حمایۀ آندولت از گروپ « لشكر طیبه» و درخواست تسلیم و یا مجازات مجریان آن حملۀ مخرب، در تلاش و فعالیت جدی است كه هست.
ولی با موجودیت تمام حقایقی كه در بالا ذكر گردید، دولت افغانستان حتی چهرۀ جنایتكاران را اكثراً از روبروی به مردم افغانستان نشان نمیدهد وحتی بعد ازاعتراف و اثبات جرم هم، مقدرات مجازات و پیگیری عاملین و بستگان آنها كاملا معدوم میگردد.
باری در حملۀ اخیر ۷ حوت امسال كه در چهار راهی انصاری و در یك مركز تجارتی بالای هوتل های آن مركز صورت گرفت، با تلفات ۹ نفر هندی و مجروح گشتن10تای دیگرآن، ازاول معلوم بود كه دست گروه یا تروریستان پاكستانی « باید» هم در ماجرا دخیل باشد. امروز كه به قول بی بی سی و اخبار داخل افغانستان، معلوم گردید كه آدم كشی های اخیر شاهكار همان « لشكر طیبۀ معلوم الحال» است، میشنویم كه به خاطربررسی حالت مقتولین و مجروحین تبعۀ هندوستان، یك تیم تحقیقی از هند به كابل آمده است و تا روز جمعۀ آینده مشاور امنیت ملی هند هم برای تحقیق جدی در موضوع به كابل میرسد.
از جانب حكومت افغانستان آقای سعید انصاری كه نطاق ادارۀ امنیت ملی میباشد، گویا حاضر گردیده است كه به نمایندگی از دولت افغانستان برای اولین بار معترف به دست داشتن گروه تروریستی « لشكر طیبه » درین حملۀ مرگبار بشود كه آنهم به یقین موجودیت مجروحین و مقتولین هندی سبب و دلیل این اعتراف میباشد، چون هندوستان این ماجرا را به حملۀ سال ۲۰۰۹ بمبئی بخاطر دست داشتن « لشكر طیبه » منوط و مربوط میداند، لاجرم حكومت كرزی اسم آن گروه آدمكشان حرفوی را در حــملۀ اخیر چهار راهی انصاری كـابل بر مـلا ساخت
دیده شود كه بعد از تحقیقات و مطالعات محققین هندی، عكس العمل دولت افغانستان در زمینهء اجرای عدالت بر مجرمین این حادثه كه گفته میشود كه بعضی از آنان به لسان دری هم صحبت مینمودند، چگونه میباشد!