ملالی موسی نظام ۷مارچ،۲۰۱۰
۸ مارچ، روز دیگری برای شناخت تعمیل خشونت بر زن افغان
بیائید برای نجات زن مظلوم افغانستان متحد شویم
سالی یكبار در افغانستان بروز ۸ مارچ كه روز بین المللی زن است و از مقام والای زنان در جهان تجلیل و قدردانی به عمل می آید، انجمن های مربوطه و موسسات وابسته به آن به شمول موسسات خیریۀ بین المللی و امثالهم، با ایراد بیانیه ها و دایر نمودن كنفرانس ها از آنچه بر زن و دختر مظلوم افغان به پهنای مملكت میگذرد یاد مینمایند. این موسسات امروزهم چنان از دولت افغانستان و قوای ثلاثۀ آن درخواست « جدی» حمایه وپشتیبانی از حقوق زنان و بازخواست و مجازات تخلف كنندگان را در زمینۀ مصائبی كه از جانب آنان بر زنان وارد میگردد، خواستار میگردند.
میبینیم كه بعد از سقوط طالبان نظر به احصایه های در دست داشتۀ موسسات خیریۀ جهانی فعال در افغانستان، هر سالی كه میگذرد، خشونت، ظلم و تعدی بر زن و دختر افغان افزود گردیده و دامنۀ خشونت به پهنای سرحدات، در افغانستان گستره تر میگردد. چقدر بگوئیم كه در هرات و بعضی دیگر از ولایات مملكت زنان از جانب شوهر و فامیل وی آنقدر شكنجه میشوند كه دست به چنان خودسوزی های مدهش و مرگ زا میزنند....در خوست و ولایات جنوب شرقی زنان شوهر دار از جانب شوهر در تبادله با حیوانات در حالی به زور و به عنف بــفروش میرسند كــه اطفالشان بـــرای ابــــد ازآغوش مادرشان عکس از کابل پرس
جدا میگردند.....در قندز دختر ۱۱ ساله از آغوش مادر ربوده شده و بعد از شكنجه های غیر انسانی مهلك، با سگی تبادله میگردد......در مزارع كشت كوكنار، خواهر و دختر دهقان به عوض قرض وی به عمال مواد مخدره، تبادله گردیده و از حلقۀ خانواده ناپدید میگردند.... در خانه هایی كه برای نجات زنان فراری از مظالم فامیل و شوهر تاسیس گردیده، زنان پناه گزین از جانب اولیای چنان مراكزی مورد تجاوز، لت و كوب و خشونت قرار میگیرند ووادار به اعمال غیر مشروع میگردند.....هزاران طفل اناث در سرتاسر افغانستان با زور و جبر در حالات مختلفه به خانۀ شوهر اجباری فرستاده میشوند و زندگی مرگباری را آغاز مینمایند.....در بادغیس اخیراً دیدیم كه زنانی كه از خشونت شوهر ترك منزل نموده بودند به حكم ملای مسجد و امر قوماندان منطقه در محضر عام به لت و كوب و شلاق سپرده شدند......و بالاخره در سرتاسر مملكت یك منطقۀ را سراغ نداریم كه زن درآن تامین قانونی، بشری یا اسلامی داشته باشد، نه از جانب خانواده، نه از جانب اجتماع و نه ازجانب قانون.
بنابران با نا امیدی و تجربۀ تلخی كه از روش حكومت موجودۀ افغانستان با پشتیبانی از مرد سالاری و حمایت از زورگویان و قدرتمندان در تقابل با حمایۀ قانونی، اخلاقی و انسانی از كتلۀ محروم و مظلوم اناث مملكت در پیش گرفته است، راه دیگری به جز از یك اتحاد و مبارزۀ جدی و پایدار اجتماعات داخلی و مهاجرین برای رسمیت بخشیدن عملی حقوق زن از یكطرف و درخواست اجرای عدالت در مورد بازخواست و مجازات عاملین خشونت و تعدی بر زنان، از جانب دیگر، باقی نمیماند.
در زمینۀ شناخت مختصری از احوال رقت بار و تعمیل خشونت های ناروای غیر انسانی بر زنان افغان درین هشت سال اخیر، علی الرغم موجودیت قوای بین المللی، مجلسین شورای ملی« مشرانو جرگه وولسی جرگه »، ستره محكمه و دستگاه قضائی و بالاخره حكومت آقای حامد كرزی، آنچه را حقیقتآً زن در افغانستان با مشقت و اجبارمتحمل میگردد، لطفاً در همین صفحۀ تحلیلات بروی ویدیوی مستندی كه به همت خانم های افغان مقیم اروپا تهیه گردیده است، كلیك بفرمائید و خود قصاوت نمائید كه آیا در سر تاسر جهان زنی را مظلوم تر و بیچاره تر از زن شریف و بی دفاع افغان میتوانید سراغ داشته باشید؟!
هموطنان بسیار ارجمند، بیائید برای پشتیبانی از تمام امكانات حقوقی و بشری ای كه زن افغان قانوناً باید ازان مستفید گردد، دست به دست هم بدهیم. حقوق ناپدید گشتۀ زن افغان پامال تمام مقررات حقوق بشر است كه افغانستان در سال ۱۹۴۸ اعلامیۀ ارزشمند آنرا به حیث یکی از اعضای ملل متحد امضاء نموده ولی هیچ اقدامی را در زمینۀ تعهد بر مواد مندرجۀ آن به اساس مراعات حقوق بشری در مورد حمایه از زن مظلوم در مملكت در نظر نگرفته و تعمیل حقوق حقۀ زنان را مطابق اوراق قانون اساسی افغانستان هم مری الاجرا قرار نمیدهد.
چقدر شنیده باشید كه كه مثلا در سمت شمال افغانستان دختر مكتبی مورد تجاوز و خشونت یك دسته از جوانان بدتر از حیوان قرار گرفت، مجرمین اعتراف نمودند ولی پدر یكی ازآنان كه یکی از وكیل صاحبان غیر حاضر ولسی جرگه بود از رئیس جمهور برائت آن گروه جنایتكار را« كمائی» نمود. مشاهده نمودیم که قانون احوال شخصی اهل تشیع، سیلی سختی بود كه ولسی جرگه با تصویب و رئیس جمهور افغانستان در توشیح آن نه تنها زن افغان را از حقوق انسانی و افغانی وی محروم نموند، بلكه به منزلۀ یك بام و دو هوا قانون كه خاصیت عام الشمول ملی را دار میباشد، به دورنگی و تفریق مواجه گردید.
حال كه اوضاغ مملكت چنان ویران و امكانات قانونیت در مورد حمایه از زنان افغان روز بروز وخیم گردیده و صرف بروی كاغذ رقم خورده است، برای نجات نصفی از نفوس مملكت راه دیگری به جز از مجادله و مبارزۀ ملی برای احقاق حق پامال گشتۀ آن بینوایان، راه دیگری سراغ نمیگردد.
دراین مبارزه صرف همان هموطنانی میتوانند حصه بگیرند كه از ترحم والای بشری در مجموع و دلسوزی در قسمت كتلۀ محروم و مظلوم اناث مملكت بصورت خاص به اساس پرنسیپ های حقوق بشر، متاثر وپریشان اند. احوال زن افغان و حــقوق قانونی و بشری وی بـــاید بصورت منظم توسط مطبوعات و پخش مواد مندرجۀ قانون اساسی، اعلامیه های حقوق بشر و غیره امتیازاتی كه مرد سالاری مانع میگردد تا زنان به آن حقوق خود عکس از گوگل
برسند، بصورت گسترده صورت بگیرد. همانطوریكه در ویدیوی صفحۀ تحلیلات مشاهده میگردد، حالات گوناگون و مظالمی كه سبب خشونت های گسترده بر زنان و دختران جوان افغان میشود، باید توسط قطعه نامه ها، بیانه ها، نوشتن مضامین و پخش زندۀ اوضاع رقت بار زنان ا زطریق انترنت، تلوزیون و غیره وسایل ارتباط جمعی به دسترس همه هموطنان قرار گیرد
امسال دیده میشود كه در اعلامیه های روز زن دو موسسه، یكی جامعۀ مدنی و حقوق بشر و دیگری بنام شبكۀ زنان افغانستان در یك قطعه نامۀ مشترك دولت را بازهم متوجه حال زار زنان و پامال حقوق آنها نموده و مواد چندی را در زمینه « پیشنهاد» مینمایند كه در مجموع هر سه قوای دولت را مخاطب قرار داده و درپهلوی پیشنهادات مختلفه، یكی آن درخواست جدی تعمیل مواد قانون « منع خشونت برزنان» است و دیگری هم همانا اعلامیۀ خانم « ناوی پیلی» كمشنر عالی ملل متحد در امور حقوق بشر میباشد كه نامبرده امسال به مناسبت روز جهانی زن، از تمام دول جهان تقاضا نموده است كه در جوامع خود ها از تبعیض و تفریق در قسمت زنان دست كشیده و از حقوق آنان حمایت جدی نمایند. این دو ماده بذات خود میتوانند در مبارزه برای تعمیل و مراعات حقوق مشروع زنان افغانستان به حکم قانون، دست آویزی برای امکانات عملی داد خواهی و عدالت برای آنها در جامعۀ ویران مرد سالاری افغانی گردد.