ملالی موسی نظام ۳۰ جولای،۲۰۱۰
آقای همایون غفوری با دین اسلام دشمنی دارد یا با حقوق زن؟
نكاتی در مورد سفسطه سرائی ها در اصالت اوامردین مقدس اسلام
بتاریخ ۱۱ جولای امسال در پورتال افغان جرمن آنلاین مضمونی ازیك خانم آگاه افغان محترمه ملیحه نایاب در مورد علل و امكانات شهادت دو زن در اسلام و شرائط ناهنجار و مشكل پوشیدن چادری« برقع» درین عصر و زمان با استدلال منـــطقی و بیان و نـقل قسمتی از ســورۀ مبارکۀ« مجادله »، از قرآن عظیم الشان كتاب و رهمنای مسلمانان جهان منتشر گردید. این خانم صاحب مطالعه و وارد در مبحث، درین مضمون پر محتوی كوشیده است كه پرده از آنچه را اسلام راستین در مورد حقوق زنان مسلمان لازم و مری الاجرا دانسته است برداشته شود تا بــاشد كه حــقوق مسلم زن در اسلام بعد ازین با تحریف و مغالطۀ ملا های بیخرد و یا استفاده جو، ناقضین حقوق بشر و حقوق زن از آنچه را خداوند و پیغمبر او درین زمینه لازم دانسته اند، تاریك و خدشه دار نگردد.
مطالعۀ این مضمون ارزشمند كه با مراعات عفت قلم، بیان كلمات روشن و سلیس در ارزیابی و تحلیل گوشه هائی از كلتور و مقررات اسلامی با امثلۀ غیر قابل انكار عطوفت خداوندی و ارزشمندی زن در اسلام كه وسیلۀ بقای نسل بشر و تربیت و رهنمائی آن از آغاز خلقت بوده است، به همه هموطنان خردمند، آزاده و پابند به ارزش های انسانی، اسلامی و اخلاقی ای پیشنهاد میگردد كه زن را در مقام مادر، خواهر، همسر و دختر احترام مینمایند. این نوشتۀ تحلیلی در آرشیف نویسندگان پورتال تحت اسم میرمن ملیحه نایاب به آسانی قابل مطالعه و ارزیابی است.
مضمون محترمه ملیحه نایاب را قلم فرسائی بنام آقای همایون غفوری با سفسطه سرائی های گمراه كننده، عدم مراعات عفت والای قلم، و افترات گوناگون بر كلام پاك خداوندی و احادیث پیامبر آخرزمان و ضد و نقیض گوئی بیشمار، در قسمت نظر خواهی پورتال افغان جرمن مورد تاخت و تاز قرار داده و در عین زمان با معلومات ناچیز به تعویض اصطلاحات و كلمات لسان زیبا، سلیس و اصیل دری افغانستان به لغات نامانوس ایرانی هم پرداخته اند كه استدلال شان دران زمینه که البته هیچ ربطی هم به موضوع مورد بــحث نداشته و بــرای مــا و شما
نه برای «مان» نمیتواند با ارزش باشد، مگر تلاشی برای تخریب كلتور و ادب دری! از تهمت زدن قلم بدستان آزاد كه اینجانب هم یكی از آنها میباشم، تا تو تو گفتن ها و استعمال الفاظ دور از ادب مطبوعاتی به این و آن و مطالب كاملاً ضد و نقیض در مورد دین مبین اسلام و تهدید زنان به رفتن به دوزخ و نصایح بی محتوای آقای همایون غفوری كه بگذریم، نكات آتی در قسمتی از نوشته های شان، منجمله در مضــمون اخیر شان قابل غور و مداقه است:
اول: در مورد اصرار ایشان بر كم عقلی زنان نسبت به مردان، آیا آقای غفوری در طول حیات ارزشمند شان مطالعات، مقایسات و ارزیابی هائی در كمی و زیادی عقل اطرافیان مونث و مذكر شان از قبیل اعضای فامیل محترم، همصنفان دوره های مختلفۀ تحصیلات« اگر چنین دورده هائی موجود باشد»، همكاران كسبی یا اداری شان، دوستان و اطرافیانی كه زندگی در اجتماع خواهی نه خواهی آنانرا در سر راه انسان قرار میدهد، داشته اند؟ اگر جواب مثبت باشد آیا فرق و تفاوتی كه ادعا دارند بین توان عقلانی ایشان ووالده صاحبه، خواهر، همسر یا دختر ایشان به وضاحت به جنابشان آشكار گردیده است؟ اگر چنین تفاوتی را كه بر موجودیت آن سخت اصرار دارند، كشف نموده باشند، پس باید قبول نمائیم كه مشت نمونۀ خروار، این استدلال شان كاملاً در جامعۀ امروز هم به سویۀ جهانی موجود بوده و صدق مینماید. بنابران تمدن محیرالعقول و چنین یک تكنالوجی لایتناهی را صرف حاصل عقل و نتیجۀ قطعی مغز متفكر جنس مذكر دانست!
در واقعیت امر، عقل زنان كه تاریخ و علم گواه است كه عملاً هیچ كم و كاستی از عقل مردان نداشته به استثنای سنگ اندازی هائی كه جامعۀ مرد سالاری بمقابل تبارز زن دراجتماع نموده و گاهی با تحریف دین و مذهب و زمانی به بهانۀ ناموس و شرافت«؟!» زنان را از تحصیل و فعالیت های برازنده و چشم گیر و استعداد های نهفته برای كار های مفید درمحیط بازداشته اند، مانند همین تلاش سردرگم و مذبوحانه ایكه جناب همایون غفوری برای زن ستیزی و تهمت های ناروا بر كلام خداوندی و احادیث نبوی و دوزخ فرستادن مینمایند!
امروز در سرتاسر جهان دختران و زنان مسلمان افغان در بدست آوردن مدارج والای تحصیلات عالی، درجات ماستری و داكتری گوی سبقت از همردیفان مذكر خویش ربوده اند. درهمین امریكا به صد ها دختر افغان در مقامات بالای ریسرچ و تحقیقات بغرنج علوم و تكنالوجی با داشتن شهادت نامه های چشم گیر مصروف اند. این زنان و دختران افغان در غربت، مایۀ افتخار فامیل و مملكت جنگ زدۀ ویران خویش اند كه با قبول بیشمار مشكلات مهاجرت و بیوطنی، توانسته اند كه از هیچ مردی در دنیای علم و دانش عقب نمانند!
دوم: اینکه در مضمون آقای همایون غفوری تحت عنوان « مقام زن در اسلام تحت یك حدیث نبوی» كه بیموجب از شاخی به شاخی هم پریده اند، سبك و نحوۀ تحریر با آنچه بصورت پراگنده در صفحات نظر خواهی نوشته شده كاملاً متفاوت میباشد، البته كه حاكی از موجودیت همكاران قلمی پنهان ایشان در زمینۀ این بحث است « بازهم بگوئید زنان كم عقل اند!»، اما طرف این مبحث صرف جناب ایشان هستند كه بی موجب و بدون دلیل سطور زیادی را در اثبات اینكه خداوند متعال خالق این جهان و بنی آدم بوده و به حكم ذات اقدس الهی است كه با صور اسرافیل، دنیا و حیات موجودات به پایان میرسد، به قلم کشیده اند. این حقیقت كه دران هیچ شكی موجود نیست كاملاً دور از موضوع مضمون تحلیلی و برازنۀ محترمه میرمن ملیحه نایاب در مورد رول اسلام برای حقوق زن بوده و مارا بیاد این بیت پر معنی از صنوف ابتدائی مكتب می اندازد:
شكر گوییم بر خدای مهربان آنكه باشد خالق كون و مكان
بهرحال، در قسمت هایی از مضمون ابتدا آقای غفوری زنان را به استناد بروایت ابی سعید خدری، از یك حدیث پیامبراسلام (ص) كه هیچ مرجع استناد بران معلوم نیست، دارای ضعف حافظه «؟!» ولی با درایت « زیركی» عالی دانسته ونتیجه گیری مینمایند كه زنان كم عقلتراز مردان و از خلقت« ناقص العقل» هستند، بعد به صلاحیت خود ازین حدیث به ترجمه میپردازند و بعداً به تفسیر طولانی حدیث مبادرت ورزیده و بالاخره با ضد و نقیض گوئی های فراوان نتیجه گیری مینمایند. عجیب استکه درعین حالیكه با ضیاع وقت خوانندگان، حاشیه رفتن های بی مورد و نصایح فراوان استدلال میفرمایند كه اگر خداوند زنان را ناقص العقل و ناقص در دین آفریده است، پس آنان گناهی ندارند و اعتراضی هم نباید بنمایند و تسلیم اردۀ الهی درین زمینه باشند، مثال های متناقضی از زنان دانای صدر اسلام رادر حیات حضرت پیغمبر(ص) كه از هوش و فراست فراوان برخوردار بوده و مشوره های معقولی برای آنحضرت عرضه مینمودند، ارائه نموده و به این نتیجه میرسند كه نه خداوند زنان را با عقل كم آفریده است و نه پیامبر او چنین ادعائی داشته است! با معذرت از طوالت كلام به قسمتی از نتیجه گیری آقای همایون غفوری در زمینه میپردازیم:
شاید یك چیزی اكنون بایتان واضح شده باشد كه نقص عقل ونقص دین یعنی چه؟
نقص عقل به این معنی نیست كه عقل زن ها نسبت به جنس مخالف كم است، بلكه به این مـــعنی استكه خالق زن برای زن هرچیز را همانقدر داده است كه كه او ضرورت دارد و خداوند برایش قدر وافر از عاطفه داده است، همچنین مهر و محبت و شفقت.....نقص دین هم به این معنی نیست كه نسبت به جنس مخالف دین آنها كم است، زیرا كه میبینیم كه در اجر و جزا هردو متساوی اند.
سوم: ما مسلمانان معتقد به این هستیم كه خداوند متعال برای آزمایش حضرت ابراهیم(ع) كشتن پسر وی حضرت اسمعیل(ع) رابدست پدر امر فرمود و قبل از عملیۀ قتل فرزند، گوسفندی به امر الهی پدیدار گشت تا در عوض قربانی گردد، پس چگونه به اساس ادعای آقای همایون غفوری و ترجمۀ ناقص وی از آیۀ قرآنی در بیان حالت امت موسی(ع) كه از پرستش خدای یگانه رو گردان شده و گوساله ایرا می پرستیدند، امر به توبه و كشتن خود ها میگردند؟! البته هدایت توبه و تزكیۀ نفس و پرستش خداوند چیزی و قتل خود یعنی خودكشی كه در دین مقدس اسلام اكیداً ممنوع قرار دارد، كاملاً برعكس این آیۀ متبركه كه آقای غفوری كه ناقص العقل هم نباید باشند، بصورت« ناقص» ترجمه گردیده است، چناچه مینویسند:...پس به دربار خالق تان توبه كنید و خود را قتل كنید.همین نزد خالق تان بهتر است.
در مورد ترجمه و تفسیر و نتیجه گیری آقای غفوری، لطفاً به نوشتۀ اخیر محترم صبور واقف كه سخت مورد هجوم كلمات دورازادب مطبوعاتی قرار گرفته اند، با قضاوت سالم مراجعه فرمائید تا متوجه شوید كه چه دست هائی در تخریب حقوق زنان، تحریف هدایات اسلامی و تاریك نشان دادن دین مقدس اسلام در انظار، در فعالیت ٱشكارا و پنهانی هستند!
محترمه ملیحه نایاب در مضمون دفاع از حقوق زن از مضار چادری« برقع» در افغانستان به اساس چشم دید اخیر خویش مذمت نموده و در پهلوی مشكلات پوشیدن آن، از توهینیكه برای زن درین راه صورت میگیرد هم تذكار داده است و پرسیده است كه « حجاب» چه زمانی رائج گردید. درین مورد صرف به ترویج چادری در افغانستان میپردازیم چون فهمیدن آن برای مردم مامهم است. دركتاب با ارزش « زنان افغان زیر فشار عنعنه و تجدد» اثر داكتر سید عبدالله كاظم كه در نوع خود بسیار تحقیقی و بینظیر میباشد، در پهلوی تاریخچۀ زندگی اجتماعی زن افغان، تاریخ همان ادوار هم بطور جامع و مستند بیان میگردد.
در فصل چهارم، صفحۀ ۶۴ این اثرعناوین ذیل تحریر یافته است، زن شهری زیر بار چادری دلاق ـ چگونه تمدن غرب به افغانستان راه یافت. قسمت هائی ازین فصل به اختصار بیان میگردد:
با ورود قوای انگلیس در سال ۱۸۳۹ به افغانستان تمدن جدید اروپائی هم راه خود را مستقیماً در این كشور باز نمود.....عملكرد های خشن قوای نظامی و تحكم انگلیس ها به حیث قوای اشغالگر، احساسات آزاد منشانۀ مردم را علیه تسلط بیگانه بر انگیخت كه این خود اثرات تمدن غربی را تحت الشعاع قرار داد.
....اولین عكس العمل متعاقب ورود قوای انگلیس در كابل همانا وضع قیود بر زنان شهر بود كه در مدت كوتاه منجر به « جبری» شدن حجاب كامل بر آنها گردید وپدیدۀ « نوظهور» چادری ـ دلاق را باخود برای زنان به ارمغان آورد كه قامت زنان شهری را از آنروز تاحال زیر بار خود خمیده ساخته و سد پیشرفت آنها گردیده است!
پس طوریكه دیده میشود، قدامت چادری در افغانستان صرف به زمان اشغال انگلیس ها در قرن ۱۹ میلادی میرسد نه قبل از آن. ولی این فشار های اولیای امور بی مورد مرد سالاری و مذهبی بوده كه باعث دوام چنین پدیدۀ ناهنجار بی موجب در حق زنان مسلمان افغان كه صرف با یك حجاب متوسط اسلامی میتوانند در اجتماع ظاهر گردیده و پا به پا با هموطنان مرد افغان مصدر کار و فعالیت در اجتماع شوند.
امروز متاسفانه در اثر اسلام سیاسی سرزمین هائی چون افغانستان، فلسطین، عراق، پاكستان، سومالیا و امثالهم با تفرقه اندازی های مذهبی و دسائس شوم سیاسی و تحریف هدایات واقعی قرآنی و احادیث متبركه، مسلمانان چنان به قتل و آدم كشی پرداخته اند كه جای افسوس و ناباوری میباشد. در پهلوی جنایات گوناگون درین مورد باید عملیات انتحاری را كه با عث دشمنی در جوامع مسلمان و قتل بیگناهان میگردد، هم جزئی از تحریف و توجهه غلط دین در جوامع مسلمان امروزی دانست!